سبکباران فرزند مهربانی مهران قاسمی ست و درایتش.مردی که می دانست یک روز به ابدیت می پیوندد پس فضایی را برایم به یادگار گذاشت که هم نوشته هایش را در خود جا داده باشد و هم غم نبودنش را با دیگران به اشتراک بگذارد.حاصل عاشقانه های مردی که این روزها دلتنگی نبودنش حک می شود بر تن سبکبارانش.روحش شاد.
من بیست و چند ساله هنوز عاشق یک صحنه ناب هستم: دم دمهای سحر که سرمایی شیرین استخوانم را قلقلک میدهد و من آنچنان کز کردهام که گویی در کوران زمستان گیر افتادهام،مادرم پتویی گرم بر شانههایم بیندازد.همزمان که لبههای پتو را با زیر چانهام تنظیم میکند در دلم میگویم: هیچ کس تو نمیشود.
پینوشت: هیچ حسی در دنیا حس نوازش موهایت با دستان پدر نیست.هیچ لذتی عمیقتر از بوسیدن مادر در خواب نیست.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:11 توسط
|