بريتانيايي ها مي گويند « بي طرف ، بي شرف است » وشريعتي هم انسان ها را فرامي خواند که اگر حسين گونه توان مقابله با ظلم و ستم را ندارند ، لااقل زينب وار به افشاي ظالم و روشنگري برخيزند تا خود را از يزيديان جدا کنند .
آن چه که امروز در سرزمين هاي مقدس موحدين جهان ، بر پيروان آيين محمد روا داشته مي شود ، مصداق و خط تمييز ميان شرافتمنداني است که براي نباختن داو شرافت و انسانيت در قمار کثيف سياست ، زينب وار به اعتراض بر خاسته اند و آنان که بي اعتنا به فاجعه اي انساني سکوت مي کنند و با اين سکوت اگر در جمع اصحاب شر قرار نگرفته اند ، حداقل در جمع نظاره گراني نشسته اند که ديگر نشاني از شرافت در وجودشان يافت شدني نيست.
فلسطين ، امروز بيش از هر زمان ديگري ، نمادي است از نبرد ميان خير و شر . در يک سوي ميدان مردان و زنان آزاده اي ايستاده اند که براي دفاع از سرزمين خود ، سرزمين مقدس تمامي اديان ، و براي دفاع از حيات خود ، جز جان خويش هيچ ندارند و آن گاه که با جان خود به دفع ظلم و تجاوز به پا مي خيزند ، خود به ستم کاري متهم مي شوند و فريادها به آسمان بر مي خيزد که « چه نشسته ايد که در گوشه اي از جهان جواني به گروگان گرفته شده است » و گاه آواري از دشنام ها که « تروريستي انتحاري خود را در ميان نظاميان بي گناه ! اسراييلي منفجر کرده است » . در سوي ديگر ميدان اما رژيمي برخاسته از توافق هاي متعفن سياسي ، سال هاست که چونان اژدهايي هزار سر ، به خون خواري و خون نوشي نشسته است و در غوغاي هم پالکي هاي رسانه سالار خود ، خشونت ها و جنايت هاي بي شمارش نه فقط شسته مي شود که گاه تقديس مي شود . آوار کردن اردوگاه آوارگان ، با مساحت چند کيلومتر مربع ، با هزار گلوله خمپاره و توپ و راکت هاي بالگردهاي آمريکايي ، دفاع از خود شمرده مي شود و هدف قرار دادن منزلي مسکوني به ظن حضور چند مبارز و قتل عام مردمي که براي فرار از مصائب اشغال به ساحلي پناه برده اند ، مشروع و قابل قبول قلمداد مي شود ! در اين ميانه اگر کسي هم جرات دفاع از مظلوم و قرباني و اعتراض به جنايات صهيونيست ها را بيابد ، حامي تروريسم است و قاتل بالفطره يهوديان و هم راه و هم پاي هيتلر و نازي ها !
فلسطينيان اما در اين ميانه قرباني مضاعف سياست بازي هاي کثيفي هستند که در يک سو آنان را قرباني جنايات صهيونيست ها کرده و در سوي ديگر برادران عربشان را ، اميران مسلمان را ، به آغوش و هم خوابگي با قصاب ها روانه کرده است . غرور ملت عرب ، سال هاست که ديگر نشاني ندارد. سران عرب از همان زمان که حمايت کاخ سفيد را براي تداوم حکومت هاي ننگين و استبدادي خود بر مردمانشان لازم ديدند ، فلسطين و فلسطينيان را به بهاي نازل فروختند . امراي عرب ، از سرهنگ ديوانه و باديه نشيني که حالا شرافت باخته در برابر واشنگتن تنها به محافظان زيباروي خود مي نازد ، تا وهابي هايي که سرزمين وحي را جولانگاه سربازان صليبي کرده اند ، از شيخي ديگر که شبکه اش را تقديم تروريست هايي کرده است که در انسان زدايي از آيين مهر محمد گوي سبقت از همه ربوده اند تا رييس جمهور مادام العمري که تا پاي گور هم ترجيح مي دهد به مجيزگويي اربابانش ادامه داده و به ميانجي گري ميان قاتل و مقتول ! افتخار کند، هر يک به سبک و سياق خود در برابر فرزندان اسراييل زانو زده اند و پيشاني بر خاک ساييده اند.
فلسطين ، امروز قرباني سکوت مردماني است که اگر جرات فرياد کشيدن بر امراي خود را ندارند ، آن قدر خوار و ذليل اند که حتي از اعتراض به دشمن صهيوني خود هم مي هراسند . اگر دهه هاست که ازاله شرافت سران عرب اميد بستن به آنها را توهمي جنون آلوده نموده ، اکنون ملت هاي عرب هم همتاي شيوخ خود لب فروبسته اند ، مگر نه آنکه مردم بر دين و باور حکمرانان خود هستند و هر ملتي شايسته حاکمان خود! امروز فلسطين و فلسطينيان ، چشمان خود را بر ملت هاي عرب هم فروبسته اند و تنها اميد به توان جوانان خود دارند ، مبارزاني که جان خود را قرباني دفاع از ناموسي مي کنند که اعراب سال هاست پيش کش متجاوزان کرده اند و سرمست از اين افتخار ! به شادنوشي با متجاوزان مي نشينند و آنان را بر صدر جاي مي دهند. سرنوشت فلسطين امروز با دستان نيرومند جوانان فلسطيني تعيين مي شود ، بگذار ديگران سکوت کنند. بگذار شرافت را از کتاب هاي درسي کودکانشان پاک کنند و فلسطين را افسانه اي دور بدانند . جوانان فلسطين ، اين مبارزان راست قامت سرانجام پيروز خواهند شد ، مگر نه اينکه پيروزي شان وعده الهي است و مگر نه اينکه خداوند وعده داده است که طغيان «دو» باره فرزندان اسراييل را عقوبتي سخت دهد . بگذار شرف فروشان سکوت کنند، بگذار در آغوش اربابان بخسبند و روياي حکومت را مزمزه کنند . دور نيست زماني که فرياد مبارزان کاخ هاي کاغذينشان را به آتش خشم بسوزاند .