تبليغاتX
سبکباران - با دموكرات‌ها چه بايد كرد؟

پیروزی دموکرات‌ها پس از قریب به 12 سال انتظار، ارکان قانون‌گذاری ایالات متحده را در اختیار سیاستمدارانی قرار داده است که علی‌القاعده چندان سر سازگاری با سیاست‌های فعلی دستگاه دیپلماسی بوش و همران محافظه‌کارش ندارند. در چنین بستری بدیهی است که سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی در سرتاسر جهان چشم‌انتظار تحولاتی باشند که دموکرات‌های تازه‌نفس می‌توانند ـ و البته وعده‌ داده‌اندـ در رویکرد این کشور ایجاد کنند. تهران، در این میان شاید بیش از هر کشور دیگری چشم به تحولات آتی دوخته باشد. پرونده هسته‌ای و سیر پر فراز و نشیب آن که اکنون ایران و آمریکا را در مصافی مستقیم رویاروی یکدیگر قرار داده است از یک سو و حضور آمریکا در مناطقی که شاید به توان از آنها به عنوان عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران یاد کرد، از سوی دیگر بر حساسیت دولتمردان ایرانی نسبت به تحولات آتی آمریکا افزوده است. در چنین شرایطی گمانه‌زنی‌ها و برآوردها از رویکرد آتی دستگاه دیپلماسی آمریکا ـ در شرایطی که تا کنترل کنگره توسط دموکرات‌ها زمان چندانی باقی نمانده است ـ می‌تواند شرایط را برای افزایش توانمندی‌های و کاهش آسیب‌پذیری‌ها در برابر تحولات پیش‌رو افزایش دهد. برای روشن شدن چنین مسیری و طی آن در وهله نخست باید رویکردهای احتمالی دموکرات‌ها و گرایشات آنان را بررسی کرده و با شرایط فعلی حاکم بر دستگاه سیاست خارجی آمریکا مقایسه کرد. رویکردها و گرایشات دموکرات‌ها را می‌توان در موارد زیر دانست:

1-دموکرات‌ها تمایل ویژه‌ای به تعامل و توافق بر سر اهداف خود دارند. به عبارت دیگر آنها ترجیح می‌دهند تا حد امکان اهداف خود را با متقاعد کردن طرف مقابل محقق سازند. توافق بر سر منافع مشترک و برآورد ساختن نسبی انتظارات طرف مقابل برای گرفتن امتیازات مورد نظر از وی، رویکرد غالب سیاستمداران دموکرات است. معروف است که دموکرات‌ها «قتل بر سر میز مذاکره» را ترجیح می‌دهند. در نقطه مقابل جمهوری‌‌خواهان به ویژه طیف غیر سنتی و رادیکال‌تر آنها معتقدند تحقق منافع آنها در گروی مرعوب کردن طرف مقابل است. به باور آنها بهتر است مردم ـ و کشورها ـ از آنها بترسند و جرات مقابله با آنها را به خود راه ندهند تا آنکه چنان به آنها نزدیک شوند که به فکر خیانت و یا چانه‌زنی‌های زیاده خواهانه بیافتند. جمهوری‌خواهان برخالف دموکرات‌ها دادن نخستین امتیاز را به معنای هموار شدن راه برای امتیازدهی‌های بعدی دانسته و تا حد امکان از آن اجتناب می‌کنند.
نمونه بارز این موضوع رویکرد واشنگتن در قبال کره‌شمالی است. کاخ سفید در دوران حضور کلینتون دموکرات حاضر به امتیازدهی و حتی قراردادن راکتورهای آب سبک به (صورت رایگان) در اختیار پیونگ یانگ در قبال دریافت تضمین‌هایی دال بر عدم تعقیب برنامه‌های نظامی هسته‌ای از سوی این کشور بود. این رویکرد اما در دوران حضور بوش به تهدید و ارعاب و اجتناب از امتیاز‌دهی تبدیل شده و عملا با به شکست کشاندن مذاکرات زمینه را برای آزمایش هسته ای کره‌شمالی فراهم کرد. 

2-دموکرات‌ها در قیاس با جمهوری‌خواهان از تعهد بیشتری نسبت به معاهدات و پیمان‌های بین‌المللی برخوردارند. رویکرد کاخ سفید در سال‌های اخیر ـ به طور خاص دادگاه جنایتکاران جنگی و شورای حقوق بشر ـ نشانی بر این مدعاست. در چنین بستری می‌توان انتظار داشت که پرونده هسته‌ای ایران بتواند در چارچوب فنی معاهده عدم تکثر طی مسیر کند و از سیاسی شدن پرونده‌ای فنی‌ـ در شورای امنیت ـ اجتناب شود.
در شرایطی که جمهوری‌خواهان بر این باورند معاهدات بین‌المللی (همانند معاهده عدم تکثیر ـ یا فاقد کارآیی لازم هستند و یا منافع آمریکا را محقق نمی‌کنند، پای‌بندی دموکرات‌ها به چنین معاهداتی می‌تواند فرصت بهینه‌ای برای زدودن حواشی سیاسی از پرونده هسته‌ای ایران را فراهم کند. 

3-دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به صورت مشابهی بر سر تحقق منافع ملی آمریکا ـ که در بعد کلان آن مورد وثوق هر دو طرف است ـ اتفاق نظر دارند. تفاوت موجود را باید تنها در نحوه تحقق این منافع جست‌وجو کرد. دموکرات‌ها در مواردی که تحقق این منافع مستلزم برخوردی جدی با کشوری ثالث باشد، ترجیح می‌دهند تا اجماعی جهانی را ایجاد کنند ولو آنکه این اجماع جهانی به تحقق نسبی و نه کامل منافع آنها بیانجامد. این روند با توجه به اختلافات موجود میان جامعه جهانی فضای مانور را برای دیپلماسی ایران باز نگهداشته و در بدترین وضعیت ممکن به «خرید زمان» بدون پرداخت و تحمل بهایی قابل توجه می‌انجامد. در چنین شرایطی بدیهی است دموکرات‌ها هرگاه احساس کنند در تعامل با کشور ثالث مورد نظر می‌توانند به صورت نسبی منافع و خواسته‌های خود را محقق سازند، خود را از دشواری همراه ساختن دیگران و دادن امتیازهای متعدد به آنان‌ رها می‌سازند. این رویکرد در شرایطی که جمهوری‌خواهان اصولا نیازی به دادن امتیاز به دیگران برای همراه ساختن آنان با خود نمی‌بینند، می‌تواند بستری را فراهم کند که در آن «معامله‌ای بزرگ» با دادن کمترین امتیاز ممکن قابل حصول باشد. 

4-جمهوری‌خواهان تحت تاثیر ایده‌های محافظه‌کاران نوین برای خود نقش رهبری جهان را قائل هستند و بر این باورند که آمریکا با رهبری جریان‌های جهانی می تواند و باید، بنابر تشخیص خود در نقاط مختلف جهان وارد عمل شده و در این میان سایر کشورها هم برای عقب نماندن از روندی که می‌تواند منافع آنها را هم محقق سازد «ملزم» به همراهی با واشنگتن هستند. دموکرات‌ها در نقطه مقابل بر این باورند تا زمانی که اجماعی جهانی برای اقدامی هماهنگ صورت نگرفته، لزومی ندارد آمریکا وارد معرکه شود. به عبارت دیگر دموکرات های آمریکا به ایفای نقش رهبری جهانی از سوی این کشور تنها در شرایطی باور دارند که دیگران آمادگی خود را برای همراهی ـ و نه فرمانپذیری ـ اعلام کرده باشند. 

5-دموکرات‌ها اصولا به اقتصاد و وضعیت داخلی آمریکا بهایی به مراتب بیشتر می‌دهند. بدین ترتیب بدیهی است در محاسبات خود برای هر اقدامی اولویت نخست را به بررسی تاثیر آن بر شرایط داخلی آمریکا بدهند. هرگونه بحران و یا برخود غیر دیپلماتیک با ایران، در نگاهی حداقلی بحران در بازار انرژی را به همراه خود داشت. در شرایطی که دموکرات‌ها ناتوانی دولت در بهبود وضعیت اقتصادی را از جمله برگ‌های برنده خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری می‌دانند، بدیهی است ترجیح می‌دهند از بروز چنین بحرانی جلوگیری کنند. اثرات تحریم اقتصادی ایران هم در چنین بستری برای دموکرات‌ها قابل پذیر نیست. 

6-وضعیت بحرانی آمریکا در عراق و همزمان انتقادات فزاینده افکار عمومی از روند اوضاع در این کشور اشغال شده از جمله دلایل عمده پیروزی اخیر دموکرات‌ها بوده است. در شرایطی که نظرسنجی‌ها از ماه‌ها پیش نشان می‌داد آمریکایی‌ها نبرد عراق را جدا از نبرد علیه تروریسم و حوادث متعاقب یازده سپتامبر تلقی می‌کنند، بدیهی است که برای سیاستمداران دموکرات هیچ محملی برای جنگ افروزی و توجیه آن باقی نمانده است. از سوی دیگر این حزب از جریان انتخابات ریاست جمهوری دور دوم و پس از آن رقابت‌های انتخاباتی اخیر عمده انتقادات خود را متوجه نبرد و بی‌حاصل عراق کرده است، بدیهی است آغاز جنگی به مراتب دشوارتر و بی‌حاصل‌تر نمی‌تواند در دستور کار آنها قرار گیرد. 

7-دموکرات‌ها اصولا به «تثبیت اوضاع» و «آرام‌سازی» شرایط علاقمندند. در نقطه مقابل جمهوری‌خواهان ترجیح می‌دهند به تاسی از افکار محافظه‌کاران نوین، اولویت نخست را به «تثبیت» ارزش‌های مورد وثوق خود بدهند. دموکرات‌ها مادامی که آرامش و ثبات در منطقه‌ای برقرار است هرگز با دستاویز‌هایی چون بردن دموکراسی به میان مردم و . .. . نظم حاکم را برهم نخواهند زد. 

8-خاورمیانه از نگاه دموکرات‌ها دارای ارزشی و اهمیتی ویژه است. بازگرداندن آرامش و تثبیت اوضاع در این منطقه از جمله اهداف همیشگی سیاستمداران دموکرات‌ است و بدین ترتیب بدیهی است این گروه از سیاستمداران آمریکایی تلاش مضاعفی را صرف احیای روند مذاکرات صلح خاورمیانه ـ که محصول تلاش‌های آنهاست ـ کنند. در نقطه مقابل باید به خاطر داشت که بوش و همراهانش در همان رقابت‌های دور نخست ریاست جمهوری دموکرات‌ها را متهم می‌کردند که با توجه ویژه به خاورمیانه، امنیت آمریکا را به رویدادهای خارج از مرزهای این کشور گره زده‌اند. کاخ سفید از بدو حضور جمهوری‌خواهان اصولا طرحی برای خاورمیانه و روند صلح آن نداشت،هر چند حوادث پس از یازده سپتامبر باعث شد در رویدادهای این منطقه غرقه شود. حضور دموکرات‌ها و تاکید آنها بر روند صلحی که ایران با توجه به نفوذ و اعتبار خود می‌تواند کارت‌های بسیاری را از جیب در‌آورد، فرصت را برای تعامل طرفین به حداکثر رسانده و همزمان امکان تقابل را به حداقل کاهش می‌دهد. 

9-دموکرات‌ها از نزدیکی و البته توان تاثیر‌گذاری ویژه‌ای بر سیاستمداران اسرائیلی برخوردارند. بازگشت دموکرات‌ها به قدرت و فشار آنها به اسرائیل برای پذیرش تعهدات سال 1993 خود ـ که بارها در عین بی‌تفاوتی جمهوری‌خواهان نقض کرده است ـ می‌تواند باعث مهار اقدامات ضد انسانی و بحران زای رژیم صهیونیستی شده و آتش بر افروخته شده حاصل از جنایات این رژیم را اندکی فرو نشاند. آرامش خاورمیانه و پایان یا فروکش کردن جنایات تل‌آویو از خواسته‌های قطعی تهران است و بدیهی است این موضوع می‌تواند زمینه‌ای برای همکاری میان طرفین تلقی شود. 

10-دموکرات‌ها اکنون خود را متهد می‌بینند که به آنچه وعده داده‌اند ـ یعنی یافتن راه‌حلی برای خارج ساختن آمریکا از گرداب عراق ـ عمل کنند. تشکیل گروه‌ مطالعاتی عراق و تماس‌های برقرار شده با ایران و سوریه از جمله تلاش‌های آنها است. توان و نفوذ ایران در عراق و کمک‌هایی که تهران می‌تواند به دولت منتخب و قانونی این کشور بکند، می‌تواند ضمن بازگرداندن آرامش به عراق و فراهم ساختن زمینه خروج نیروهای اشغالگر از سرزمین مجاور ایران ـ که قطعا در راستای منافع ملی کشور است ـ دموکرات‌ها را وامدار تهران کرده و در نقطه مقابل به اعطای امتیازاتی جدی وادار کند. کلید ورود دموکرات‌ها به کاخ سفید در خروج نظامیان آمریکایی از عراق و بازگشت آرامش به این کشور آشوب زده است. تهران می‌تواند در یافتن این کلید به دموکرات‌ها کمک کند. 

11-دموکرات‌ها در برخورد با کشورهایی که سر سازش با سیاست‌های آمریکا ندارند، رویکردی متفاوت از جمهوری‌خواهان اتخاذ می‌کنند. وارد ساختن کشورها به نظم جهانی و ترغیب آنها به پذیرش قواعد و اصول مورد اجماع رویکردی است که دموکرات‌ها برای تعامل با این کشورها و محقق ساختن منافع خود بر می‌گزینند. جمهور‌خواهان در نقطه مقابل ترجیح می‌دهند با ایزوله کردن این کشورها و یا حتی تلاش برای تغییر حاکمیت آنها ـ که بارها شکست آن اثبات شده است ـ صورت مساله را پاک کنند. عراق و کمی پیشتر نیکاراگوئه ـ که این روزها بازگشت مجدد ساندینیست را جشن گرفته است ـ مثال‌هایی از این روش ناکارآمد هستند. این تغییر رویکرد می‌تواند همان تضمین امنیتی لازم برای تعامل مثبت کشورهای ثالث با آمریکا تلقی شود. 

12-گروه‌های سیاسی مخالف و شبه‌نظامیان یا مبارزینی، که آمریکا از آنها به عنوان تروریست یاد می‌کند، منافع آمریکا را با تاثیرگذاری خود بر افکار عمومی و مخالفت عملی با سیاست‌های واشنگتن دستخوش تهدید می‌کنند. گذشته از گروهک‌های تروریستی مانند القاعده و سازمان‌های منسوب به آن، در سایر موارد دموکرات‌ها بر این باورند که با ترغیب این گروها برای پیوستن به روند سیاسی و مشارکت در اداره کشور می‌توانند با وادار ساختن آنها به پذیرش قواعد دموکراتیک بازی‌های سیاسی و همزمان مسئولیت پذیر کردن آنها، تهدیدات متوجه آمریکا را به حداقل برسانند. به باور دموکرات‌ها حضور احزاب مخالف آمریکا در روند سیاسی هر کشوری، هر چند می‌تواند منافع آمریکا را تا حدی تحت تاثیر قرا دهد اما از تبدیل شدن آنها به گروه‌های زیرزمینی و تروریستی مانند القاعده جلوگیری کرده و لبه تیز اقدامات آنها را هم کند می‌کند. در نقطه مقابل جمهوری‌خواهان بر این باورند که باید این گروه‌های سیاسی عمدتا افراطی و بنیادگرا را برای همیشه حذف کرد. فراهم ساختن زمینه مشارکت این گروه‌ها در ساختار سیاسی از نگاه آنان به معنای امتیازدهی به تروریست‌ها است.
در چنین شرایطی می‌توان انتظار داشت قدرت گرفتن دموکرات‌ها باعث پذیرش حضور گروه‌های چون حماس، حزب‌الله و یا حتی هواداران مقتدی صدر در ساختارهای سیاسی شده و بدین ترتیب بحران‌های منطقه‌ای کمرنگ‌تر شوند. 
قدرت گرفتن این گروه‌ها و پذیرش حضور آنان در ساختارهای سیاسی به همان میزان که در مورد علاقه ایران است، در میان مدت منافع آمریکا را هم تامین می‌کند. از سوی دیگر بدیهی است که یکی از موانع اصلی عادی سازی روابط خصمانه میان تهران و واشنگتن ـ که همان ادعای موهوم حمایت ایران از این گروه‌های مبارز و البته به زعم کاخ سفید تروریست است ـ از میان برداشته خواهد شد. 

13-با گذر از یازده سپتامبر و کمرنگ شدن فضای امنیتی حاکم بر آن، روابط میان بازیگران عرصه جهانی هم دچار تغییر شده است. اگر پس از یازده سپتامبر، دکترین حاکم بر جهان از «دکترین اقتصاد محور» به «دکترین امنیت محور» تغییر یافته و کشورها برای مقابله با تهدیدی مشترک رقابت‌های اقتصادی را به فراموشی سپردند، اکنون بار دیگر عصر رقابت‌های اقتصادی فرا رسیده است.
رقابت بر سر انرژی را می‌توان اصلی‌ترین رقابت موجود میان کشورهای بزرگ دانست. در شرایطی که آمریکا با اغلب کشورهای حاشیه خلیج فارس ـ به عنوان تولید کنندگان اصلی انرژی ـ رابطه مناسبی داشته و می‌تواند با استفاه از ابزاری چون انرژی رفتار سیاسی ابر قدرتی «تشنه انرژی» چون چین را تنظیم کرده و یا مانند اهرمی فشار از این موضوع استفاده کند، حضور ایران و علاقمندی تهران و پکن به همکاری انرژی باعث می‌شود توان آمریکا برای به کا‌رگیری اهرم انرژی در رقابت با چین به مراتب کاهش یابد.
رشد اقتصادی حیرت آور چین به همراه توانایی این کشور در قبضه کردن بازارهای جهانی با محصولات ارزان قیمت خود باعث شده است تا سیاستمداران آمریکا از هم اکنون در کابوس یک درگیری اقتصادی تمام عیار به سر ببرند. راندن ایران به سمت و سوی چین علاوه بر آنکه باعث می‌شود چین منبعی مطمئن برای انرژی خود بیابد و لحظه به لحظه تهدید اقتصادی بیشتری را متوجه آمریکا کند، با توجه به توانایی چین در برآوردن نیازهای فنی ایران می‌تواند هر نوع تحریم علیه تهران را بی اثر کند. از سوی دیگر باید در نظر داشت در چنین شرایطی چین به راحتی مي‌تواند در تامین نیازهای هسته‌ای ایران (تجهیزات و فناوری) جایگزینی روسیه‌ای شود که روابطش با آمریکا به مراتب دوستانه‌تر است. طبیعی است آمریکایی‌ها ترجیح دهند شریک ایران در همکاری‌های هسته‌ای روسیه‌ای باشد که امکان مدیریت نسبتی رفتارهایش برای آمریکا وجود دارد تا چینی که نه تنها نیازی به آمریکا نداشته و این کشور را رقیب خود می‌داند که آینده تامین انرژی خود را هم در ایران جستجو می‌کند. دموکرات‌ها در چنین شرایطی ترجیح می‌دهند از اعمال فشارهای فزاینده بر تهران و پکن و یا هر اقدامی که بتواند محور غیر قابل کنترل و تاثیر‌گذار ایران ـ چین را شکل داده یا تقویت کند، خودداری کنند. 

14-دموکرات‌ها در فاصله کوتاهی از انتخابات فعلی باید مصاف سرنوشت ساز دیگری را پشت سر بگذارند. ورود به کاخ سفید علاوه بر آنکه در سایه استفاده از توانمندی‌های منطقه‌ای ایران برای حل و فصل بحران‌های فرآوری واشنگتن امکان پذیر است ـ امری که در سال 2004 در بررسی جامع گروه کاری شورای روابط خارجی آمریکا تحت نظارت جیمز بیکر (وزیر خارجه سابق آمریکا) و رابرت گیتس (وزیر دفاع فعلی و جانشین رامسفلد) نیز بر آن تاکید بسیار شده است ـ نیازمند جلب آرای مردم آمریکا است. دموکرات‌ها به صورت سنتی حزب اقلیت‌ها محسوب می‌شوند و بدیهی است در انتخاباتی که گاه چند هزار رای باعث می‌شود آرای الکتورال سرنوشت‌ساز یک ایالت به حساب یک حزب ریخته شود، آرای اقلیت مسلمان، ایرانی و حتی عرب مخالف جنگ افروزی و اقدام خصمانه علیه ایران می‌تواند برای دموکرات‌ها حیاتی باشد. دموکرات‌ها برای ورود به کاخ سفید، از هر مسیری که انتخاب کنند، ناگزیر هستند از تقاطع ایران عبور کنند، بدین ترتیب بدیهی است که ترجیح دهند در عبور از این تقاطع با مشکلی روبرو نشوند.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 17:13 توسط |