تبليغاتX
سبکباران - کتابت رونمایی شد
مهران من !دیروز کتابی که شب ها تا صبح برای ترجمه ان بیدار مي‌ماندي و صبح حتي جرات گلايه كردن را هم به خود نمي‌دادي رونمايي شد . كتابت رونمايي شد تا يادواره‌اي باشد از تلاش شبانه‌روزيت براي سخن گفتن از فلسطين و رنج و درد مردمان اين سرزمين . مهران من تو تنها كسي بودي كه جايت در اين محفل بسيار خالي بود . برايت صندلي در نظر گرفتم . درست مقابل سرگه بارسقيان كه قبول زحمت كرده بود و مجلس رونمايي كتاب تو را اداره مي‌كرد . تو نبودي تا با شادي آميخته به شرم به تحسين‌ها گوش دهي و انتقادها را همچون هميشه به ديده منت ميزبان باشي . تو نبودي تا بتوانم درست مثل تمام لحظه هاي اين سه سال در چشمانت نگاه كنم و بگويم كه : مهران به تو افتخار مي‌كنم . تو نبودي تا هر بار با شنيدن اسمت به عنوان مترجم اين كتاب چشمان كوچكت برق بزند و من را غرق در شادي كند . تو نبودي تا دستان پرمهر و خسته ات را در دست بگيرم و فرياد بكشم كه تو بهتريني. تو نبودي تا متن ابراهيم يزدي را بشنوي . هم او را كه همواره تلفيق دين و دموكراسي در ذهن و عملش را ستودي و همواره از من مي‌خواستي كه يك روز با هم به ديدنش برويم

مهران من سرگه بارسقيان رسم دوستي در حقت تمام كرد ,او كه هميشه مي‌گفتي تنها كسي است كه به قلمش حسادت مي‌كني . سرگه تمام توانش را در اين يك هفته بر اين مجلس متمركز كرد و به حق كه تازه فهميدم چرا اينقدر دوستش داشتي . او نيز دوستت داشت و به خوبي اين دوستي را اثبات كرد.
متن ابراهيم يزدي را مردي برايت قرائت كرد كه هر بار از او صحبت مي كردي محبتي آميخته به شرمي كودكانه در چشمانت موج مي زد . عبدالرضا تاجيك برايت متني را خواند كه به باور من دلنشين‌ترين متني بود كه خوانده شد . مي‌دانم كه از ديدن رضا تاجيك در محفلت به خود باليدي. او در اين چهل روز حق دوستي بر من تمام كرد که اگر نبود راهنمایی هایش بیش از این از جور زمانه آسیب می دیدم. متنش را اينجا مي‌گذارم تا يادگاري شود جاودان به نام تو .
به نام خداوند جان و خرد
با درود فراوان به شما عزيزان , روزنامه نگاران و صاحبان عزاي از دست رفتن مهران قاسمي و به خانواده محترم آن بزرگوار.
من براي اينكه چگونه غم و اندوه از دست رفتن مهران قاسمي و به دنبال آن احمد بورقاني را فرياد بزنم , فرومانده‌ام . براي من پيدا كردن واژه‌هايي كه بتوانم اين درد را بيان كنم , بسيار سخت است .
مهران تنها يك روزنامه‌نگار , يك پژوهشگر , يك تحليلگر سياسي و يك قلم‌پرداز مطبوعاتي نبود, او يك انسان بود . رفتار انساني او در برخورد با همكارانش , چه موافق و چه مخالف و نيز در آثار قلمي او به طور بارزي به چشم مي‌خورد.
به ياد ندارم كه او به شان قلم خيانت كرده باشد و با قلم خود به تكريم و تعريف باطل و يا تخريب شخصيتي پرداخته باشد . قلم او و آنچه را كه او مي‌نوشت مي‌توان يكي از مصاديق سوگندهاي قراني – والقلم و ما يسطرونمحسوب كرد . از اينكه امروز در ميان خانواده محترم و همكاران او نيستم تا از نزديك شريك غم آنان باشم بسيار متاسفم . براي آن مرحوم آمرزش الهي و براي خانواده صبر جميل و براي همكاران اراده‌اي در خور ادامه راه او را آرزو دارم . بدانيد و بپذيريد كه راهي طولاني امده ايم و راهي طولاني‌تر در پيش داريم . توصيه خداوند به پيامبرش را راهنماي خود قرار دهيم كه فرمود : در انجام رسالتي كه بر عهده‌ات واگذار شد يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّر. قُمْ فَأَنْذِر. و رَبَّكَ فَكَبِّرْ. وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ. وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ. وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِر. وَ لِرَبِّكَ فَاصر . یعنی منتظر نتایج فوری و زیاد نباشید.
در انجام وظايف در قبال ملت و كشورمان كوشا و پايدار باشيد
.

دكتر ابراهيم يزدي /دوم اسفند/ 1386


+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 19:41 توسط سارا معصومی |