بیست و یکم مرداد ماه هشتادو چهار
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
درست یک سال پیش بود در چنین شبی. خدا مهربانیش را بر من تمام کرد تا همه عمر وامدار محبتی باشم که هنوز حضورش را باور ندارم . او با آن چهره خندان دستانش را به سویم دراز کرد تا از این پس مردی را همراه زندگیم کند که برایم بسیار فراتر از همسر بود و بسیار فراتر از یک دوست. نمی دانم به شکرانه چند سالی که از او نعمت بودن را گرفته ام باید سجده اش کنم یا برای پدر و مادری از جنس بلور یا آخرین نعمتی که دریای محبت است و کوه صبر. از او می خواهم که یاریم کند تا قدردان محبتش باشم و همراهیم کند تا لایق بودن با فرشته ای باشم که هنوز ذره ای از دریای محبتش را جبران نکرده ام.
متشکرم هم از او و هم از تو برای یک سال زندگی در اوج.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 19:13 توسط سارا معصومی
سبکباران فرزند مهربانی مهران قاسمی ست و درایتش.مردی که می دانست یک روز به ابدیت می پیوندد پس فضایی را برایم به یادگار گذاشت که هم نوشته هایش را در خود جا داده باشد و هم غم نبودنش را با دیگران به اشتراک بگذارد.حاصل عاشقانه های مردی که این روزها دلتنگی نبودنش حک می شود بر تن سبکبارانش.روحش شاد.