تا به حال آرزویی بدین محالی نداشتم:تنها یک بار دیگر دستانت را در دست بگیرم.

پی نوشت:عصر تلخی بود،عصر آخرین دیدارمان/آخرین باری که دستم حلقه شد برگردنت/مهربان بودی و آن ایمان دریایی هنوز/موج می زد در "خدا پشت و پناهت"گفتنت.