مهران م
دلم خواست بودی و امشب راس ساعت هفت و نیم با هم از زیر پل کریمخان رد می شدیم. دلم می خواست بودی و امشب تو چای دم می کردی و من نگاه ت می کردم... ببین چه ناگهانی هجوم می آوری به ثانیه هایم ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ ساعت 17:32 توسط سارا معصومی
سبکباران فرزند مهربانی مهران قاسمی ست و درایتش.مردی که می دانست یک روز به ابدیت می پیوندد پس فضایی را برایم به یادگار گذاشت که هم نوشته هایش را در خود جا داده باشد و هم غم نبودنش را با دیگران به اشتراک بگذارد.حاصل عاشقانه های مردی که این روزها دلتنگی نبودنش حک می شود بر تن سبکبارانش.روحش شاد.